الشيخ البهائي العاملي

507

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

و همچنين اگر متاعى را كه بايع فروخته پيش از قبض مشترى غصب كنند و ردّ آن ممكن نباشد مشترى مخيّر است در فسخ آن . و آيا اجرت مدّت غصب را مشترى از بايع مىگيرد يا نه ؟ در اين خلاف است . [ 1 ] و اگر بايع در تسليم تأخير كند اجرت مدّت تأخير براو لازم است . شانزدهم : خيار جهالت اجاره و آن چنان است كه هرگاه مشترى جاهل باشد از آنكه زمينى كه بايع به او فروخته در اجاره ديگرى بوده ، چه در اين صورت اختيار فسخ دارد . و همچنين هر گاه جاهل باشد از آنكه سنگهايى كه در زمين مدفون باشد [ 2 ] از بايع [ 3 ] است مخيّر است در فسخ آن . و اجتماع اقسام خيار از خواصّ اين كتاب است .

--> تلف خدائى در خيار مجلس و حيوان و شرط موجب انفساخ است و رجوع مىكند مشترى به ثمنى كه داده است و در ساير خيارات بر مالك است كه مشترى باشد و رجوع بر كسى نمىكند و در اتلاف بايع و غصب يا اتلاف اجنبى نيز همان خيارى كه از براى مشترى بوده باقى است ، پس اگر فسخ كند ثمن را از بايع استرداد مىكند و اگر فسخ نكند رجوع مىكند بر بايع يا اجنبى به عوض مبيع و امّا تلف و غصب قبل از قبض پس در تلف سماوى انفساخ است و در اتلاف بايع و اجنبى هر چند محتمل است خيار داشتن مشترى ما بين فسخ و امضاء چنانچه جمعى گفته‌اند و لكن خالى از اشكال نيست بلكه بعيد نيست كه مثل تلف سماوى باشد كه معامله منفسخ شود و رجوع كند مشترى بر بايع به ثمن پس بايع در صورت اتلاف اجنبى رجوع مىكند بر او به مثل يا قيمت و احوط اين است كه مشترى اولًا فسخ كند ثمّ رجوع كند بر بايع . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) [ 1 ] تسلّط مشترى بر بايع معلوم نيست . ( تويسركانى ) [ 2 ] ثبوت خيار در احجار مدفونه در صورتى است كه تفريغ ارض از آن مستلزم تفويت منفعت‌متعدّبها باشد و مشترى در اين صورت مخيّر است ميان فسخ و امضاء . ( تويسركانى ) [ 3 ] شايد مراد اين است كه جاهل بود بعد از بيع معلوم شد كه از بايع نيست . ( صدر )